وگرنه !!که باید از خودم متنفرم باشم ب خاطر چیزی ک بودم و هستم هنوزم احتمالن ..
بحرحال آخره این درد و دل یا حرفا هرچی ک بنویسم ! باز باید با یک احساس خوب و با شادی و آرزو های خوب واسه خودم و اون این وب رو ترک کنم ، ایشا.. امیدوارم ازین ب بعد روزها و شب های زیبا و بدور از توهم و خودبینی و چیزای منفی پیش رو باشه ه همش مثبت باشه شادی و سلامتی و لذت بردن از زندگی از سر و کول ما بالا بره همیشه همیشه همیشه تا ابد ..
این حرفا واسه اینه ک بگم من ک خوب نبودم چرا بخاطر چیزی ک دستاویزش کردیم ما مردا ک اسمش عشقه !
بخام تا آخر ب خودخواهی ادامه بدم ! این ک نشد اصلن این عشق ضد جوهر آدمه ! آدم خودشم توهم میزنه ک عاشقه و اون ک عاشقشم باید مال من باشه اصلن مال منه !!
بجز من نباید کسی چپ نگاش کنه ! ! جمع کن خودتو بابا سیرابی خودخاه چقد اسیره نفستی تاکی میخای با ذهن بیمارت
اون دختر بیگناه و تعقیب کنی و عذابش بدی ..! کاش همون موقع جیگرشو داشتی و میکشتی این ذهن و جسم منفی و بیمارو
لاقل ب اون دلت نمیسوزه ب خودت دلت بسوزه
بیچاره چ گناهی داره ک بخاد بسوزه ! ته فکرت اینه ک اتفافی نیفته واسش ! نترس هیچیش نمیشه !!
اون هم بالغه هم خدا داره هم صدتای تو میفهمه
دفتر خودخاهی و ک ببندی زندگی جاری و شروع میشه بهار میشه
آرزوهای خوب و شیرین نهالش کاشته میشه و کم کم کم رشد می ک
yadegar...ما را در سایت yadegar دنبال میکنید
برچسب: پایان آغاز,آغاز از پایان آغاز شد,پایان کتاب و آغاز نوشتار,پایان بی آغاز,پایان بی آغاز چاوشی,پایان و آغاز,متن آغاز پایان نامه,استالینگراد آغاز پایان,آغازبی پایان,پایان دفاع آغاز بازسازی,
نویسنده:
بازدید: 15